مدتی است که تلویزیون لس آنجلسی کانال یک، حرکتی را شروع کرده است که به دلیل اینکه نمی توان این حرکت را نادیده گرفت، به تحلیلش از یک زاویه ویژه می نشینیم.
بعد از ده اردیبهشت که با فراخوان جوانان میهن پرست، مردم برای دفاع از حقوق تاریخی ملت خود به جلوی سفارت امارات رفتند، آقای شهرام همایون حس کرد که جامعه آماده حرکت های خیابانی است. او پس از تنها چند روز اعلام کرد که مردم در سوم خرداد در دفاع از خلیج فارس تجمع کنند، از همان موقع شعارهایی را هم برای حرکت خود انتخاب کرده بود، ماهستیم و ... و مدام با تبلیغات و ایجاد شور در مردم سعی کرد که مردم را به خیابان بکشاند، که البته پیروز هم بود. در فاصله اندکی در سیزدهم خرداد که تیم ملی ایران با امارت در ورزشگاه آزادی بازی داشت، باز هم آقای همایون تکرار کرد که : در وزرشگاه شعار در حمایت از خلیج فارس بدهید و بعد از بازی در میدان آزادی تظاهرات کنید، که این هم البته بسیار کمتر از سوم خرداد ولی به بار نشست.
اما پس از آن، آقای همایون حرکت خود را با دفاع از ارزش های میهنی ادامه نداد؛ بعد از رسوایی های مقامات بلند پایه روحانیِ جمهوری اسلامی توسط عباس پالیزدار (شخص بسیار نزدیک به احمدی نژاد و دبیر کمسیون تحقیق و تفحص مجلس هفتم)، آقای همایون باز هم به فکر تظاهرات بود، و مردم را در بیست و چهارم خرداد در پارک ملت تهران و در مشهد به خیابان ها کشاند که تنها در تهران حدود دویست نفر بازداشت شدند که برخی از آنها هنور در زندان به سر می برند. همانطور که گفتم دیگر اینجا دفاع از خلیج فارس مطرح نبود، بلکه مخالفت با مفاسد اقتصادی هدف این تظاهرات یا گردهم آیی اعلام شد. در اینجا نکته ای دارای اهمیت است؛ آقای احمدی نژاد اعلام می کند که دولت راستگویانه به کار خود ادامه می دهد و آن کسانیکه باعث گرفتاری مردم شده اند، مفاسد اقتصادی هستند و هیچگاه از سه سال پیش تا کنون اسمی از این مفاسد اقتصادی به طور رسمی برده نشد تا اینکه آقای پالیزدار لب به سخن گشود. اما آقای همایون بدون اینکه هدف را اشخاص، گروه ها و یا عده ای مشخص قرار دهد، بر ضد همان مفاسد اقتصادی (که در دولت یک کلمه است و بیش از آن نیست) حرکت به راه می اندازد، در واقع بر ضد " کلمه مفاسد اقتصادی". حال این مفاسد اقتصادی چه کسانی هستند؟ آیا همان هایی که نزدیکان دولت اعلام کرده اند؟ آیا همان هایی که نزدیکان حکومت اعلام می کنند، یعنی دست نشانده های آمریکا و اسرائیل؟ و یا خود حکومت؟!
هدف کیست؟ هدف چیست؟ این سؤال را باید از آقای همایون پرسید. در این تظاهرات هایی که آقای همایون به راه انداخته است، تنها یک شعار هست، "ما هستیم"، ولی آیا کسی پرسیده است که " ما هستیم که چکار کنیم؟ " مردم به خیابان می آیند و برای اینکه مخالفت خود را با رژیم نشان بدهند تنها می گویند ما هستیم. آیا این بودن دلیل نمی خواهد؟ نتیجه نمی خواهد؟ آیا تنها به این دلیل که با جمهوری اسلامی مخالفیم باید به خیابان بریزیم بدون اینکه بدانیم "چه می خواهیم" ؟
و این روند در هفتم تیر هم ادامه داشت، مردم آمده بودند تظاهرات! حالا چرا؟ هیچ کس نمی دانست. تنها آمده بودند که شعارهای آقای همایون را تکرار کنند و البته برخی هم دستگیر شدند(در تهران حدود ششصد نفر دستگیر شدند) که از نگاه انسانی و حقوق بشری دستگیری هر انسانی به دلیل عقیده اش، کار ناپسندیست. مکان های تظاهرات از چند روز پیش از آن، نوار مانند از صفحه کانال یک رد می شد و مردم را تشویق به بودن می کرد. البته برای هفتم تیر یک هدف دیگر بغیر از "مفاسد اقتصادی" اعلام شده بود و آن "حمایت از نیروی انتظامی" بود. یعنی همان هایی که در این روز مردم را کتک زدند. آیا نیروی انتظامی به همه آنهایی که در این لباسند گفته نمی شود؟ آیا ما از عده ای از نیروی انتظامی حمایت می کنیم یا از همه آنها (که برخورد کنندگان هم جزو آنها هستند)؟
اگر این حرکت با جمهوری اسلامی مخالف است، پس باید خواستار برگزاری رفراندم آزاد باشد؛ اگر مسئله این حرکت ضعف جمهوری اسلامی است و عقیده دارد جمهوری اسلامی باید رفتار خود را تصحیح کند، باید مشخص کرد که اگر فلان جا در فلان ساعت گردهم آیی می گذاریم، روشن در مقابل چه چیز می ایستیم. آیا یک بار کافی نیست که ما بی هدف و بی جایگزین به خیابان آمدیم و خود را دست کسانی سپردیم که مراتب بدتر از پیشینیان بودند؟ آیا نمی خواهیم از گذشته درس بگیریم و می خواهیم تاریخ را تکرار کنیم؟ آیا کافی نیست از خارج به ما خط بدهند؟ از آن هواپیمایی که از پاریس به تهران نشست چه خیری دیدیم که دل بسته ایم به یک تلویزیون لس آنجلسی؟ تا کی نگاه ما به خارج است؟ کافی نیست سی سال گرسنگی خوردن، تکه پاره شدن، کتک خوردن، زندان شدن و ... باز هم منتظر خارجیم؟ از خود هیچ نداریم؟ داخلی ها نمی توانند تصمیم بگیرند؟ باز هم کسانی باید برای ما تصمیم بگیرند که سالهاست ایران را ندیده اند؟
آقای همایون (که دیدگاه هایی هم در مورد شخصیت ایشان هست که نباید فعلا بیان شود) از فشاری که بر دوش مردم به دید اقتصادی و زندگی روزمره وارد شده است، در کنار حس میهن پرستی مردم استفاده می کند و مردم را به خیابان ها می کشاند و مردم هم به دلیل اینکه کسی جز همایون نیست که به آنها راه و روش را نشان بدهد، به دنبال او راه می افتند. کجایند آنهایی که می گفتند " ما دیگر اجازه نمی دهیم هیچ کس از خارج به ما خط بدهد" ؟
کسی انکار نمی کند که باید حرکت باشد، باید گردهم آیی باشد و باید مردم اعتراض خود را نشان دهند؛ اما نه به این شکل؛ یعنی بی هدف و بی نتیجه. حداقل انتظاری که از آقای همایون و خط دهنده های به او و خط گیرنده های از او می رود اینست که هر تجمع مشخص باشد برای چه هدفی است و خواسته ها مشخص باشد. برای مثال در آستانه هجدهم تیر ممکن است آقای همایون دوباره بخواهد تجمعی بگذارد و باز از مردم بخواهد که همان شعارهایش را تکرار کنند، اما همچنان بی هدف، اما به جای این می تواند خواسته ها مشخص باشد، مثلا آزادی دانشجویان زندانی. می توانیم بگوییم "ما هستیم که دانشجویان زندانی را آزاد کنید".
که گذشته از اینها به نظر من کسانیکه در خارج از کشور زندگی می کنند، حق ندارند برای ما داخلی ها تعیین تکلیف کنند، آنهایی که هزینه نمی دهند، خط هم نباید بدهند. در همین تظاهرات گذشته ششصد نفر در تهران دستگیر شدند، در تظاهرات قبل از آن دویست نفر در تهران دستگیر شدند، آیا آقای همایون که مردم را هیجان زده می کند، می تواند برای کسانیکه در بند اند کوچکترین کاری انجام دهد؟ آیا حتی می تواند پیگیری کند و اسامی دستگیر شدگان را پیدا کند و برایشان تبلیغات کند؟ ما تظاهرات بکنیم یا نکنیم، آنها بهترین ماشین را در بهترین جای دنیا سواراند و بدون ترس از اطلاعات از محل کارشان به سمت خانه یا دیسکوی مورد علاقه شان می رود، هم آقای همایون و هم همه کسانیکه در غرب زندگی می کنند و سعی دارند به داخلی ها خط بدهند.
بسیاری سوال درباره این حرکات مطرح است که من تنها گوشه ای از آنها را بیان کردم، به طور کلی این حرکت آقای همایون بسیار جدی زیر سوال است و امیدوارم، کسانیکه برای حمایت از صحبت های او به خیابان ها می ریزند، جوابی برای این سوال ها هم داشته باشند.


