تبليغاتX
قلم معترض

بنام پروردگار یگانه

رنجنامه

ستم بر دانشگاه

همه ما فضای حاکم بر دانشگاههای کشور را می دانیم ، فضایی که از یک سو، دانشجویانی در پی عدالت و آزادی به همه چیز خود پشت کرده اند و بدون ترس از اخراج و تعلیق و زندان بر گفته های خود پا می فشارند و در این راه سعی بر استفاده حداکثر از تمامی امکانات را دارند و تا به حال این افراد هزینه های سنگینی را بابت عقیده و ایمان خود پرداخته اند ، و از یک سو نیروهای امنیتی دانشگاهها به خصوص حراست که عواملی کاملاً اطلاعاتی و نظامی اند (که اگر جا داشت همه دانشجویان را با دست های خود خفه می کردند) حضور دارند که امیدوارند روزی دانشگاه را به پادگان سپاه تبدیل کنند. البته این نیروهای اطلاعاتی و امنیتی که خط گرفتن آنها و وابسته بودن آنها به وزارت اطلاعات بر هیچ کس پوشیده نیست، تنها نیستند؛ یاران همیشگی و قسم خورده آنان یعنی بسیج و جامعه اسلامی آنها را در گرفتن گزارش از کلاس اساتید و از بحث های دوستانه دانشجویان کمک می کنند تا نیازی نباشد شخص رئیس حراست بر سر تمام کلاسها حضور داشته باشد و جمله جملۀ اساتید و دانشجویان را زیر نظر داشته باشد. اما این آدم فروشی و این سواری دادن به کسانی که دست در مغز آنان دارند بی پاداش نیست، پاداشی که البته در خور این خیانت آنان نبوده ولی به هر حال شاید بتواند یک ماه از خدمت سربازی آنان را کم کند ، یا در برگه های گزینش استخدام و در قسمتی که از سوابق فعالیت در نهادهای انقلابی سؤال می شود بنویسند حضور در بسیج یا جامعه اسلامی دانشگاه که این خوش خدمتی و سرسپردگی برایشان امتیازی محسوب شود و اولویت بیشتری نسبت به بقیه داشته باشند حتی اگر دیگران از او تحصیل کرده تر باشند.

اما سؤال من از اینها این است ، آیا واقعاً ارزش دارد برای یک ماه یا دو ماه یا دو سال یا صد سال کمتر خدمت کردن تمام ارزش های انسانی را زیر پا بگذارید و هم کلاسی خود را در یک انگیزیسیون واقعی به این مدعیان مذهب و به قول دکتر شریعتی "مؤمنان عوضی" بفروشید؟

پیشنها می کنم به جای فعالیت در بسیج بنویسید دریوزگی در بسیج ، وحشی گری در جامعه اسلامی ، کولی دادن به حراست.

و جالب اینجاست که برخی از این چاپلوسی های احمقانه خودجوش است ، یعنی برای اینکه فلان دانشجو فلان حرف را زد یا فلان بیانیه را پخش کرد دور هم جمع می شوند و نامه می نویسند و امضا جمع می کنند که "آی ، حراست ، اسلام در خطر است، انقلاب در خطر است ، خفه اش کنید" ! حراست هم که دارد بذر خود را درو می کند ، احضار می کند ، تعلیق می کند ، توبیخ می کند ، حکم صادر می کند ، فحش می دهد ، ثبت در پرونده می کند ، به بالا گزارش می دهد و . . .

من نمی دانم این چه اسلامی است و چه انقلابی که با بیست برگه در خطر جدی می افتد و همه نیروهای انقلابی را بر آن می دارد که اقدامی در جهت حفظ اصول بکنند وگرنه این یک نفر دانشجو کن فیکون می کند و تمام بیست و هشت سال زحمت آنها، یعنی زندان و بازداشت و شکنجه و خفقان را بر باد می دهد.

و آن وقت آن دانشجوی آزادیخواه با یک عده انسان گردن کلفت و جیره خور طرف است که حرف حساب و منطق به گوششان نمی رود.

بسیج و جامعه اسلامی همه امکاناتی دارند ، نشریه چاپ می کنند ، تریبون آزاد(البته آزاد محدودیت دار زیر نظر حراست) تشکیل می دهند ، توهین می کنند و اراجیف خود را راحت پخش می کنند و برای پخش این دروغ ها بودجه دانشجویی را هدر می دهند؛ هر کجا هم که فرصت نکردند یا امتحانات میان ترم به آنان فرصت نداد یا حرف هایشان تمام شده بود و هر چه زدند به در بسته خورد یک نشریه از جامعه اسلامی دانشگاه کناری می گیرند و برایشان پخش می کنند ، ولی تنها عملی که انجام می دهند این است که محیط دانشگاه را با این کاغذ پاره ها کثیف می کنند و در واقع هم دانشجویان را با این کار آزرده اند هم خدمتکاران زحمت کش دانشگاه را ؛ بعد هم قیافه میگیرند که فعالیت می کنند و انقلابی که ده سال قبل از به دنیا آمدنشان رخ داده است را حفظ می کنند.

 ولی همان بیست برگه دست به دست می چرخد و عکس می شود و رد و بدل می شود و در هیچ سطل آشغالی نمی رود چون نه برای کم شدن خدمت نوشته شده و نه از کس دیگری بوده است؛ شاید هم برای همین است که سریع به تکاپو می افتند و آنتی بیانیه پخش می کنند ولی جز اینکه همان بیانیه را بیشتر تبلیغ می کنند کاری دیگری انجام نداده اند.

اما اگر انجمن اسلامی را منحل کنید و اجازه چاپ نشریه را ندهید ، بیانیه پخش می کنیم ، اگر اجازه بیانیه پخش کردن را ندهید به اینترنت می رویم و صحبت های خود را آنجا می زنیم ، اگر فیلتر کردید در جمع های چند نفره صحبت می کنیم ، اگر خفه کردید آنوقت راه بهتری پیدا می کنیم و تا زمانی که بی عدالتی در جامعه خود ببینیم آرام نیستیم حتی در زندان!

اگر تند بود آنرا تندی ما نگیرید ، ببینید چه بر ما گذشته است.

 

از همه دوستان گرامی دعوت می کنم تا در آستانه روز دانشجو دست به دست هم دهیم و صدای زنده باد آزادی را طنین انداز کنیم تا لرزه بر اندام کسانی بیفتد که از آزادی ایران وحشت دارند.

پاینده ایران

برقرار آزادی

آذرماه هشتاد و شش

 

بیانیه جمعی از دانشجویان مستقل مهاجر

بیانیه جامعه اسلامی که بلافاصله به همراه آب میوه در بین دانشجویان پخش می شد.

                                                                                                            نظر بدهید

+ نوشته شده توسط محمد مهدی حبیبی در چهارشنبه هفتم آذر 1386 |