پس از گذشت بیش از یک ماه از شروع طرح سهمیه بندی بنزین توسط رژیم شاید بتوان به چهار موردی که گفته شد نگاهی منطقی ، استدلالی و همه جانبه بیاندازیم.
اما مزایای این طرح که به هیچ عنوان نمی توان از آنها چشم پوشید؛ در این مدت خیابانهای شهرها کمی از قبل کم ترافیک تر شده است و کم شدن تعداد ماشین ها در جاده های بین شهری هم کاملا محسوس است و شاید بیش از پنجاه درصد از ترافیک برون شهری کم شده است که این خود یک مزیت عالی است؛ علاوه بر اینکه کمتر در خیابانها صدای استریوهای ماشینهای لوکسی که شیشه ها را پائین کشیده اند و از صبح تا شب چرخ می زنند شنیده می شود. جلوگیری از قاچاق غیر دولتی سوخت هم از دیگر مزایای این طرح است چون قاچاقچیانی که با بوکه های بیست لیتری در مزر افغانستان و پاکستان بنزین یارانه ای را می فروختند دیگر کمتر امکان چنین کاری را دارند.
طبق نظر جامعه شناسان قانون اگر درست اجرا شود می تواند منجر به فرهنگ شود، سهمیه بندی بنزین شاید بتواند در زمینه فرهنگ سازی غیر مستقیم(1) برای استفاده درست از سوخت مفید باشد.
اما به نظر می آید که معایب این کار بیشتر با مدیریت ضعیف نمایان می شود. با به مشکل خوردن حمل و نقل درون شهری اجناس و کالاهای مورد نیاز زندگی مردم ، قیمت کالاهای اولیه خوراکی افزایش داشته است(2)؛ افزایش کرایه های مسافربری هم اصلا خارج از انتظار نبود. همچنین برخی از مشاغل که هر روز بنزین زیادی مصرف می کنند به مشکل جدی برخورده اند، از جمله مسافرکش های شخصی، حمل و نقل با وانت، بازاریاب ها، پیک های شخصی و حتی بسیاری از مشاغل دولتی.
ایجاد مشکل عظیمی در کشور به نام کارت سوخت خود یکی از معایب این طرح است؛ بسیاری از خودروها هنوز کارت سوخت دریافت نکرده اند و در صورت گم شدن کارت سوخت مشخص نیست شما تا چه موقع بی بنزین خواهید ماند.
تولید بی فرهنگی به دلیل دزدی بنزین، کارت سوخت و کمک نکردن مردم به هم در صورت بی بنزین شدن؛ خرید و فروش بنزین با قیمت هر لیتر 600 تومان (که طبق گزارشات صدا و سیما در برخی موارد هر لیتر به 1300تومان هم رسیده است) و مشکلات دیگر که صرف نظر می کنیم از دیگر معایب بزرگ این طرح است اما بزرگترین و مهم ترین و حساس ترین عیب این طرح رژیم، اهدافی است که از اجرای این دست جیره بندی ها دنبال می شود.
به نظر من مهم ترین هدف ترس از تحریم های سازمان ملل است. ایران چهل درصد بنزین خود را از طریق واردات تأمین می کند و در صورتی که تحریم ها در حد جلوگیری از ورود بنزین به کشور پیش رود با این طرح و آمادگی داشتن برای این کار حکومت می تواند مدت بیشتری دوام بیاورد. در ضمن هزینه های دولتی با این طرح با کاهش قیمت یارانه بنزین بسیار کمتر می شود. (3)
آقای احمدی نژاد در مصاحبه ای مفصل درباره طرح فرموده بودند که هیچ برنامه ای برای ارائه بنزین آزاد ندارند ولی در عمل خلاف این را شاهد هستیم و ارائه بنزین 400 تومانی قانونی چندان دور از انتظار نیست و حتی برخی تحلیلگران و حتی مردم عادی بر این باورند که از ابتدا یکی از اهداف این طرح رساندن قیمت بنزین به جایی است که حکومت یارانه ای برای این کار صرف نکند.
و این اهداف است که با وجود مزایایی که نمی توان آنها را نادیده گرفت، باعث می شود این طرح به یک طرح غیر مردمی و صرفا به دلیل آزادی عمل بیشتر برای حکومت تبدیل شود.
یک مزیت دیگر این طرح که به آن هم باید توجه ویژه کرد این واقعیت است که سهمیه بندی بنزین چهره حکومت خامنه ای و مخصوصا احمدی نژاد را در چشم مردمی که تا کنون زیاد وارد این مسائل نمی شدند زشت کرده است و عده بیشتری را به مخالفت با خودش شورانده است.(4)
از آنجا که همراه با هر انتقاد سازنده ای باید پیشنهادات سازنده ای هم ارائه شود(5) من هم چند راهکار پیشنهادی دارم که عرض می کنم.
برای کاهش تنش های ناشی از این طرح بهتر است سهمیه وسایل نقلیه را افزایش دهند به عنوان مثال سهمیه روزانه موتور سیکلت ها به 5/1 لیتر و ماشین های سواری به 5/4 لیتر افزایش یابد.
بیشترین مصرف بنزین در کشور به دلیل فرسودگی خودرو ها و منتظر ماندن در پشت ترافیک است که تنها با سازماندهی و بودجه بیشتر می توان طرح جایگزینی خودروهای فرسوده و ایجاد خیابان برای کاهش ترافیک را تقویت کرد. همچنین بهتر است سرمایه گذاری اصلی بر روی سیستم حمل و نقل عمومی (اتوبوس،تاکسی،قطار دورن شهری) باشد؛ ولی حکومت در این زمینه ها ضعف زیادی از خود نشان می دهد و سعی می کند اینطور وانمود کند که قصد دارد از راه سهمیه بندی مصرف بنزین را کاهش دهد که مشخص است چنین نیست و بیشتر هدف از این طرح همان تحریم های شورای امنیت است و این طرح برای حکومت مانند بسیاری دیگر سراسر سود است.
پیشنهاد دیگر من اینست که حکومت در سیاست داخلی و خارجی به جای ارجحیت دادن خود بر همه چیز کمی هم به فکر مردم باشد تا این قبیل مشکلات کمتر بوجود بیاید.
.................................................................................................................................
پاورقی:
1- می دانیم که فرهنگ سازی مستقیم بدترین نوع دیکتاتوری است ولی حکومت ها از طریق تأمین نیازهای اولیه می توانند به طور ضمنی به فرهنگ سازی غیر مستقیم بپردازند.
2-گوشت هر کیلو هفت هزار تومان، برنج قابل خوردن هر کیلو 1400 تومان به بالا و ...
3- و دست حکومت برای کمک به حزب الله و ونزوئلا و حماس و نیکاراگوئه و سوریه و چند کشور عربی یا کمونیست دیگر بازتر می شود و بهتر می تواند مجهول وارد معادلات بین المللی کند.
4- به آتش کشیده شدن پمپ ها نمونه بسیار خوبی از این عکس العمل هاست.
5- البته در حکومت و دولتی که رایحه خوش خدمت چنان زیاد است که منجر به سردرد شده است و اگر چنین باشد یا نباشد فرقی نمی کند انتقاد به احمدی نژاد و خامنه ای همانا انتقاد به امامان و پیامبران و در نهایت انتقاد به خداست که همان خدا هم نمی داند باید چند ملیون وثیقه برای آزادی موقت فراهم کرد.



