تبليغاتX
قلم معترض

 

  پس از گذشت بیش از یک ماه از شروع طرح سهمیه بندی بنزین توسط رژیم شاید بتوان به چهار موردی که گفته شد نگاهی منطقی ، استدلالی و همه جانبه بیاندازیم.

 اما مزایای این طرح که به هیچ عنوان نمی توان از آنها چشم پوشید؛ در این مدت خیابانهای شهرها کمی از قبل کم ترافیک تر شده است و کم شدن تعداد ماشین ها در جاده های بین شهری هم کاملا محسوس است و شاید بیش از پنجاه درصد از ترافیک برون شهری کم شده است که این خود یک مزیت عالی است؛ علاوه بر اینکه کمتر در خیابانها صدای استریوهای ماشینهای لوکسی که شیشه ها را پائین کشیده اند و از صبح تا شب چرخ می زنند شنیده می شود. جلوگیری از قاچاق غیر دولتی سوخت هم از دیگر مزایای این طرح است چون قاچاقچیانی که با بوکه های بیست لیتری در مزر افغانستان و پاکستان بنزین یارانه ای را می فروختند دیگر کمتر امکان چنین کاری را دارند.

طبق نظر جامعه شناسان قانون اگر درست اجرا شود می تواند منجر به فرهنگ شود، سهمیه بندی بنزین شاید بتواند در زمینه فرهنگ سازی غیر مستقیم(1) برای استفاده درست از سوخت مفید باشد.

اما به نظر می آید که معایب این کار بیشتر با مدیریت ضعیف نمایان می شود. با به مشکل خوردن حمل و نقل درون شهری اجناس و کالاهای مورد نیاز زندگی مردم ، قیمت کالاهای اولیه خوراکی افزایش داشته است(2)؛ افزایش کرایه های مسافربری هم اصلا خارج از انتظار نبود. همچنین برخی از مشاغل که هر روز بنزین زیادی مصرف می کنند به مشکل جدی برخورده اند، از جمله مسافرکش های شخصی، حمل و نقل با وانت، بازاریاب ها، پیک های شخصی و حتی بسیاری از مشاغل دولتی.

ایجاد مشکل عظیمی در کشور به نام کارت سوخت خود یکی از معایب این طرح است؛ بسیاری از خودروها هنوز کارت سوخت دریافت نکرده اند و در صورت گم شدن کارت سوخت مشخص نیست شما تا چه موقع بی بنزین خواهید ماند.

تولید بی فرهنگی به دلیل دزدی بنزین، کارت سوخت و کمک نکردن مردم به هم در صورت بی بنزین شدن؛ خرید و فروش بنزین با قیمت هر لیتر 600 تومان (که طبق گزارشات صدا و سیما در برخی موارد هر لیتر به 1300تومان هم رسیده است) و مشکلات دیگر که صرف نظر می کنیم از دیگر معایب بزرگ این طرح است اما بزرگترین و مهم ترین و حساس ترین عیب این طرح رژیم، اهدافی است که از اجرای این دست جیره بندی ها دنبال می شود.

به نظر من مهم ترین هدف ترس از تحریم های سازمان ملل است. ایران چهل درصد بنزین خود را از طریق واردات تأمین می کند و در صورتی که تحریم ها در حد جلوگیری از ورود بنزین به کشور پیش رود با این طرح و آمادگی داشتن برای این کار حکومت می تواند مدت بیشتری دوام بیاورد. در ضمن هزینه های دولتی با این طرح با کاهش قیمت یارانه بنزین بسیار کمتر می شود. (3)

آقای احمدی نژاد در مصاحبه ای مفصل درباره طرح فرموده بودند که هیچ برنامه ای برای ارائه بنزین آزاد ندارند ولی در عمل خلاف این را شاهد هستیم و ارائه بنزین 400 تومانی قانونی چندان دور از انتظار نیست و حتی برخی تحلیلگران و حتی مردم عادی بر این باورند که از ابتدا یکی از اهداف این طرح رساندن قیمت بنزین به جایی است که حکومت یارانه ای برای این کار صرف نکند.

و این اهداف است که با وجود مزایایی که نمی توان آنها را نادیده گرفت، باعث می شود این طرح به یک طرح غیر مردمی و صرفا به دلیل آزادی عمل بیشتر برای حکومت تبدیل شود.

یک مزیت دیگر این طرح که به آن هم باید توجه ویژه کرد این واقعیت است که سهمیه بندی بنزین چهره حکومت خامنه ای و مخصوصا احمدی نژاد را در چشم مردمی که تا کنون زیاد وارد این مسائل نمی شدند زشت کرده است و عده بیشتری را به مخالفت با خودش شورانده است.(4)

از آنجا که همراه با هر انتقاد سازنده ای باید پیشنهادات سازنده ای هم ارائه شود(5) من هم چند راهکار پیشنهادی دارم که عرض می کنم.

برای کاهش تنش های ناشی از این طرح بهتر است سهمیه وسایل نقلیه را افزایش دهند به عنوان مثال سهمیه روزانه موتور سیکلت ها به 5/1 لیتر و ماشین های سواری به 5/4 لیتر افزایش یابد.

بیشترین مصرف بنزین در کشور به دلیل فرسودگی خودرو ها و منتظر ماندن در پشت ترافیک است که تنها با سازماندهی و بودجه بیشتر می توان طرح جایگزینی خودروهای فرسوده و ایجاد خیابان برای کاهش ترافیک را تقویت کرد. همچنین بهتر است سرمایه گذاری اصلی بر روی سیستم حمل و نقل عمومی (اتوبوس،تاکسی،قطار دورن شهری) باشد؛ ولی حکومت در این زمینه ها ضعف زیادی از خود نشان می دهد و سعی می کند اینطور وانمود کند که قصد دارد از راه سهمیه بندی مصرف بنزین را کاهش دهد که مشخص است چنین نیست و بیشتر هدف از این طرح همان تحریم های شورای امنیت است و این طرح برای حکومت مانند بسیاری دیگر سراسر سود است.

پیشنهاد دیگر من اینست که حکومت در سیاست داخلی و خارجی به جای ارجحیت دادن خود بر همه چیز کمی هم به فکر مردم باشد تا این قبیل مشکلات کمتر بوجود بیاید.

 

.................................................................................................................................

پاورقی:

1- می دانیم که فرهنگ سازی مستقیم بدترین نوع دیکتاتوری است ولی حکومت ها از طریق تأمین نیازهای اولیه می توانند به طور ضمنی به فرهنگ سازی غیر مستقیم بپردازند.

2-گوشت هر کیلو هفت هزار تومان، برنج قابل خوردن هر کیلو 1400 تومان به بالا و ...

3- و دست حکومت برای کمک به حزب الله و ونزوئلا و حماس و نیکاراگوئه و سوریه و چند کشور عربی یا کمونیست دیگر بازتر می شود و بهتر می تواند مجهول وارد معادلات بین المللی کند.

4- به آتش کشیده شدن پمپ ها نمونه بسیار خوبی از این عکس العمل هاست.

5- البته در حکومت و دولتی که رایحه خوش خدمت چنان زیاد است که منجر به سردرد شده است و اگر چنین باشد یا نباشد فرقی نمی کند انتقاد به احمدی نژاد و خامنه ای همانا انتقاد به امامان و پیامبران و در نهایت انتقاد به خداست که همان خدا هم نمی داند باید چند ملیون وثیقه برای آزادی موقت فراهم کرد.

+ نوشته شده توسط محمد مهدی حبیبی در شنبه سیزدهم مرداد 1386 |

                                       

 

متنی که مشاهده می کنید پیشینه کوتاهی از پرچم ایران است که در اکثر منابع اینترنتی مشابه همین متن منتشر شده است.

در مطلب قبلی که در مورد لزوم اطلاع از ایران باستان نوشتم و در آن به پرچم ایران که همان پرچم شیروخورشید است، اشاره کردم، برخی از دوستان و همراهان عنوان کردند که پرچم شیروخورشید نشان بیشتر نماد پادشاهی دوران پهلوی است و بیشتر سلطنت طلبان از آن استفاده می کنند. اما با خواندن متن زیر متوجه می شوید که پرچم ایران و نقش میانی آن صدها سال قدمت دارد و پرچمی است که متعلق به ایران است نه به حزب و دسته خاصی. از گروههای جمهوری خواه گرفته(مانند دکتر مصدق و در کل جبهه ملی) تا مجاهدین خلق و از سلطنت طلبان گرفته تا امثال من که عضو هیچ حزبی نیستیم همگی اعتقاد داریم که پرچم ایران را یک نفر نمی تواند طبق تمایلات شخصی خود تغییر دهد و پرچم ایران همانی است که در دل مردم است و به آن عشق می ورزند؛ دقیقا همانگونه که سرود جمهوری اسلامی هیچ ربطی به ایران ندارد و سرود ایران در قلب مردمش سرود ای ایران است که هر کدام از ما با شنیدن این آهنگ گرچه هزاران بار هم شنیده ایم ولی سراسر وجودمان پر از عشق می شود، پر از عشق به این مرز پرگهر...

جا دارد در اینجا به یک نظر هم پاسخ بدهم ، عزیزی گفته بود که پرچم شیروخورشید کهنه است! خدمت دوست خوبم عرض کنم که پرچم یک کشور مد لباس نیست که هر روز عوض شود و مطابق با روز تغییر کند، در ضمن به نظر من پرچم شیروخورشید خیلی مدرن تر از پرچم جمهوری اسلامی است.

 

 

تاریخچه تکامل پرچم ایران
 
 
پیشینه
 
نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک(ضحاک) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.
 
فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان " درفش کاویان " پدید آمد. نخستین رنگهای پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می گفتند، هر چند این درفش کاویانی اساطیری نبوده است.
 
 
 
محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک مینویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتی متر به حساب آوریم، تقریباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول میشود. ابولحسن مسعودی در مروج اهب نیز به همین موضوع اشاره میکند.
 
به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می رسید تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم مینویسد: " امیر المومنین {منظور همان عمربن خطاب است} سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند ".
 
 
با فتح ایران به دست اعراب - مسلمان، ایرانیان تا دویست سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابک خرم دین دارای پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یکسره سیاه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه جامگان و سرخ جامگان می خواندند. از آنجائی که علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام میدانستند تا سالهای مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش ها تصویر نمی شد.
 
 
نخستین تصویر بر روی پرچم ایران
 
 
در سال 355 خورشیدی ( 976 میلادی ) که غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یکسره سیاه بود زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشیدی ( 1031 میلادی ) سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد تا انقلاب ایران در سال )1979 میلادی.(
 
افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر
 
 
در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه هائی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت گردید. در مورد علت استفاده از خورشید دو دیدگاه وجود دارد، یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر ( برج اسد ) با میانهٌ تابستان نشان داده می شود. نظریه دیگر بر تاًثیر آئین مهرپرستی و میترائیسم در ایران دلالت دارد و حکایت از آن دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آئین، ایرانیان کهن ترجیح دادند خورشید بر روی سکه ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.
 
 
پرچم در دوران صفویان
 
 
در میان شاهان سلسله صفویان که حدود 230 سال بر ایران حاکم بودند تنها شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یکسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه طهماسب نیز چون خود زادهً ماه فروردین ( برج حمل ) بود دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه ها ترسیم کنند. پرچم ایران در بقیهً دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می کردند. البته موقعیت و طرز قرارگرفتن شیر در همهً این پرچمها یکسان نبوده، شیر گه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن. به استناد سیاحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده او بیرق های نوک تیز و باریک که بر روی آن آیه ای از قرآن و تصویر شمشیر دوسر علی یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده است. به نظر می آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.
 
 
پرچم در عهد نادرشاه افشار
 
 
نادر که مردی خود ساخته بود توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چین پیش روی کرد. در همین دوره بود که تغییراتی در خور در پرچم ملی و نظامی ایران بوجود آمد. درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می شد و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود: " المک الله " سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشیده شده، بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند که در گوشهً بالائی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پائیتی آن نواری سرخ دوخته شده است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است و درون دایره خورشید آن بازهم " المک الله " آمده است. بر این اساس میتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.
 
 
دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه
 
 
در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاریان، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغامحمدخان به دلیل دشمنی که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران دارای پرچمی دوگانه شد. یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد. در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران " ابوالحسن خان شیرازی " به دربار تزار روس کشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حرکت است. سالها بعد، امیرکبیر از این ویژگی پرچم های سه گانهً دورهً فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشین فتحعلی شاه ) تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد. در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می رفته است که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود.
 
 
امیرکبیر و پرچم ایران
 
 
میرزا تقی خان امیرکبیر، بزرگمرد تاریخ ایران، دلبستگی ویژه ای به نادرشاه داشت و به همین سبب بود که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمینهً پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی 10 سانتی متر در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباٌ به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.
 
 
انقلاب مشروطیت و پرچم ایران
 
 
با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: " الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است"، کاملا مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده اند. زیرا اشاره ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد به میان نیامده بود. همچنین دربارهً وجود یا عدم وجود شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود. به نظر می رسد بخشی از عجلهً نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصویر را حرام می دانستند. نمایندگان نواندیش در توجیه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دینی متوسل شدند، بدین ترتیب که می گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ این دین است، بنابراین پیشنهاد می شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد که رنگ سفید رنگ مورد علاقهً زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران به صلح و صفا زندگی کرده اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد.
 
 
در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، بویژه امام حسین و جان باختگان انقلاب مشروطیت به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره گردید. وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجباب شده بودند و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند و این موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت در مرداد (سال 1285 هجری شمسی 1906 میلادی) به پیروزی رسید یعنی در برج اسد(شیر). از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراین شیر هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شیعیان در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانهً ماه مرداد به پیروزی رسید و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است پیشنهاد می کنیم خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنیم که این شیر و خورشید هم نشانهً علی باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان و البته وقتی شیر را نشانهً پیشوای امام اول بدانیم لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز بدستش بدهیم. بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت به پیشنهاد هیاًتی از نمایندگان وزارت خانه های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامه ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً دیگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گردید طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.

برگرفته از سایت رشد((roshd.ir

 

چنانچه تمایل دارید که اطلاعات بیشتری در مورد پرچم ایران و تاریخ آن داشته باشید این فایل که به صورت پی دی اف است به شما کمک بسیاری خواهد کرد و به همه دوستان توصیه می کنم حتما این مقاله تحقیقی را بخوانند

+ نوشته شده توسط محمد مهدی حبیبی در سه شنبه دوم مرداد 1386 |