تبليغاتX
قلم معترض
در قسمت معرفی و در مطلب قبلی که احادیت و مواد اعلامیه جهانی آمیخته شده بود بنده هم از اسلام و هم از دموکراسی یاد کردم ولی برای بسیاری از دوستان عزیز سؤتفاهم هایی پیش آمد.

اول اینکه قصد من از مطلب قبلی این نبود که بخواهم شکل دموکراتیکی به یک حکومت اسلامی ببخشم. بلکه هدفم این بود که نشان دهم حتی اسلام هم که خیلی از ملایان آنرا متناقض با دموکراسی می دانند دموکراسی و آزادی را حمایت کرده است.

اینکه در زمان صدر اسلام لازم بوده است که افراد برجسته دینی در حکومت شرکت کنند بحثی جداگانه است گرچه در همان زمان هم بسیاری از امامان علاقه ای به حکومت و سیاست نداشته اند و صحبتهای آنها صرفا عکس العملی بوده به وقایعی که در اطرافشان اتفاق می افتاده است، کاری که به نظر من هر کس انسان باشد باید انجام دهد.

حکومت سیاسی و مذهبی چهارده قرن پیش آن هم بر اعراب آن زمان را به هیچ عنوانی نمی توان در جامعه امروزی اجرا کرد زیرا مردم افکار و عقاید بسیار گوناگونی دارند و اگر هم مردم این را قبول کنند ما انسانهای همچون آن معصومان نداریم(به جز امام زمان(ع) که فعلا حضور ندارند.) که این وظیفه را برعهده بگیرند و حتی صحبت این مسئله هم دارای ارزش نیست. قوانین اسلام سنتی و دموکراسی در سطح حکومت نمی تواند در کنار هم قرار گیرد.

ولی من اعتقاد دارم که برای دموکرات بودن لازم نیست اسلام خود را کنار بگذاریم و یا برای اجرای احکام اسلامی شخصی نیازی، نیست که به پادشاهی اسلامی روی بیاوریم. من می توانم یک مسلمان باشم و نسیت به نقض حقوق بشر در دنیا اعتراض کنم. من می توانم مسلمان باشم ولی در مجلس در کنار یک نماینده یهودی بنشینم و مردم سرزمینم دفاع کنم.

دو دسته انسانهایی وجود دارند که مخالف همنشینی اسلام(البته اسلام حقیقی نه اسلام واقعی) و دموکراسی در ذهن افراد هستند؛ یک دسته افراد خشک مذهب مانند خمینی،خامنه ای، مصباح و ... که آنقدر در فرهنگ عرب صدر اسلام غوطه ور شده اند که حقیقت اسلام را گم کرده اند و یک دسته کسانی که آتقدر نسبت به اسلام بدبین هستند که هر جا سخن از اسلام می آید جبهه گیری می کنند. این دسته از افراد واقعیت اسلام را می بینند و مدام از آن فاصله می گیرند ولی اگر اسلام را بدن تنگ نظری ببینند و حقیقت آنرا دریابند چنین نخواهد بود.

من می گویم لازم نیست یکی از این دو را در ذهن خود داشته باشیم و دیگری را دور بریزیم. ما می توانیم نماز بخوانیم و روزه بگیریم(البته به طور کاملا شخصی و به طوریکه مزاحم دیگران نشویم.) و وقتی وارد مسجد می شویم یک مسلمان باشیم ولی وقتی که وارد جامعه می شویم یک دموکرات باشیم که تنها و تنها به فکر سرزمین آریایی خود هستیم و هیچ چیز به جز منفعت های ملی برای ما مهم نباشد.

نکته دیگر که بسیار حائز اهمیت است این است که برخی تصور می کنند آقای خامنه ای و نوچه هایش در حال اجرا کردن اسلامند! باید گفت که خیر، اینها کسانی هستند که به اسم اسلام می خواهند یک نظام دیکتاتوری در ایران پیاده کنند. در واقع اینها از اسلام وسیله ای ساخته اند برای کسب قدرت بیشتر. به نظر من اینها از اسلام و از انسان بودن بویی نبرده اند. و در واقع هدف من در مطلب قبلی همین بود که نشان دهم اینها که دموکراسی را دور ریخته اند و ادعا می کنند مسلمانند حتی با اسلام هم سر جنگ دارند.

ولی باز هم اینجا تصریح می کنم که بنده خواهان جدایی کامل دین و سیاست در سطح حکومتی هستم و اعتقاد دارم که حکومت آینده ایران باید یک حکومت سکولار باشد و قوانین به نحوی تنظیم شود که پیروان تمامی ادیان بتوانند تا آنجا که به دیگران لطمه ای وارد نشود به اجرای احکام آئین خود بپردازند و هیچ تبعیضی بین ادیان مختلف نباشد.

ما خواستار جدایی اسلام از حکومت هستیم ولی خواهان جدایی اسلام از قلبمان نیستیم.

با احترام به کسانی که نظری مخالف بنده دارند و جزو آن دو دسته اند.

                                                                                                                 نظر بدهيد

+ نوشته شده توسط محمد مهدی حبیبی در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 |
همانطور که در معرفی خودم گفته ام من به اسلام و آزادی معتقدم و برای همین مسئله عده ای در قسمت نظرات صحبت هایی نوشتند که خود خوانده اید. برای جواب به این دوستان و همچین جواب به صحبتهای اخیر آقای شاهرودی متن زیر را تدوین کردم.

   متن زیر پاسخی است به کسانی که عقیده دارند اسلام با دموکراسی و حقوق بشر سازگار نیست. قسمت سبز رنگ احادیث حیدر کرار و قسمت سیاه رنگ مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر است. آیا تناقضی وجود دارد؟

البته احادیث را من جمع آوری نکردم بلکه بسته از پیش توسط موسسه حسنات زیر عوان "حضرت علی(ع) و حقوق بشر" جمع آوری شده بود و من تنها آنها را با اعلامیه جهانی آمیختم.

حق آزادی

علی(ع):

من نمی توانم شما را به کاری وادارم که خود نمی خواهید.

                                                      نهج البلاغه/کلام119/خطبه207/ص216

ماده هيجدهم : هر كس حق دارد كه از آزادي فكر ، وجدان و مذهب بهره مند شود . اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و نيز متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و همچنين شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است . هر كس ميتواند از اين حقوق منفرداً يا اجتماعاً و به طور خصوصي يا عمومي برخوردار شود.

ماده بيستم :

1) هر كس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشكيل دهد .

2) هيچكس را نميتوان مجبور به شركت در اجتماعي كرد .

 

حق تعیین سرنوشت

علی(ع):

به جان خودم سوگند که امامت جز با حضور مردم شکل نگیرد.

                                                          نهج البلاغه/خطبه172/ص183

جز آنکه شما بخواهید حق حاکمیت ندارد.

                                                          الکامل فی التاریخ/ج2/ص304

خطاب به مالک اشتر و یاسر:

بگذار تا مردم به رأی خویش روند.کسی که به ما رغبت ندارد ما را نیز به او حاجتی نیست.

                             الفتوح/ص395/دع هولاء الرطه الامة و السیامة/ص49  

 

ماده بيست و يكم :

1) هر كس حق دارد در اداره ي امور عمومي كشور خود ، خواه مستقيماً و خواه از طريق نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند شركت جويد .

2) هر كس حق دارد با تساوي شرايط به مشاغل عمومي كشور خود نايل آيد .

3) اساس و منشاء قدرت حكومت اراده ي مردم است . اين اراده بايد به وسيله ي انتخاباتي ابراز گردد كه از روي صداقت و بطور ادواري صورت پذيرد . انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد كه آزادي راي را تضمين نمايد

 

آزادی بیان و انتقاد

علی(ع):

آنگونه که با جباران سخن می گوئید با من سخن نگوئید...

به چاپلوسی و تملق با من آمیزش نکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می آیدنمی خواهم که مرا بزرگ انگارید...

پس با من از گفتن حق یا رأی زدن به عدل باز نایستید،زیرا من در نظر خود بزرگتر از آن نیستم که مرتکب خطا نشوم...

                                                نهج البلاغه/کلام207/ص225

 

ماده نوزدهم : هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست كه از داشت عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد .

 

ماده بيست وهشتم : هر كس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد كه از لحاظ اجتماعي و بين المللي ، حقوق و آزادي هايي را كه در اين اعلاميه ذكر گرديده است تامين كند و آنها را به مورد اجرا گذارد .

 

حق دعاوی

علی(ع) خطاب به مالک اشتر:

من بارها از رسول خدا(ص) شنیدم که می گفت: پاک و آراسته نیست جامعه ای که در آن امت زیر دست نتواند بدون لکنت زبان حق خود را از قوی و بالادست بگیرد

                                                     نهج البلاغه/نامه53/ص332

ماده هفتم : همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقض اعلاميه حاضر باشد و هر تحريكي كه براي اعمال چنين تبعيضي انجام شود از حمايت قانون برخوردار شوند .

ماده دهم : هر كس با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش بوسيله ي دادگاه مستقل و بي طرف ، منصفانه و علناً رسيدگي شود و چنين دادگاهي درباره ي حقوق و الزامات او و يا هر اتهام جزائي كه به او وارد شده باشد تصميم بگيرد .

 

برادری

علی(ع) به مالک اشتر:

 مهربانی با رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. همچون حیوانی درنده نباش که خوردن حقوق آنها را غنیمت شماری. زیرا آنها دو گروهند یا برادر دینی تو هستند و یا در آفرینش همچون تو هستند.

                                                نهج البلاغه/نامه 53/ص323

ماده اول : تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند . همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد با يكديگر با روح برادري رفتار كنند .

 

ماده ششم :  هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود .

 

حق پناهندگی و تابعیت

علی(ع):

 برای تو هیچ سرزمینی برتر نیست.

بهترین سرزمین سرزمینی است که تو را بپذیرد و تو در آسوده باشی.

                                                نهج البلاغه/کلام434/ص447

 ماده سيزدهم :

 1) هر كس حق دارد كه در داخل هر كشوري آزادانه عبور و مرور كند و محل اقامت خود را انتخاب                                                                                 كند .

         2)هر كس حق دارد هر كشوري از جمله كشور خود را ترك كند يا به آن بازگردد .

          ماده پانزدهم :

         1) هر كس حق دارد كه داراي تابعيت باشد .

         2) احدي را نمي توان خودسرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد .

 

تعهد و مسئولیت متقابل

علی(ع):

حق شما بر من این است که عدالت را برقرار سازم...

آنچه شما دوست دارید را بریتان فراهم نمایم و آرزوهای شما را تدارک نمایم.

                                                نهج البلاغه/خطبه92/ص391

ماده بيست و پنجم :

1)هر كس حق دارد كه سطح زندگاني او ، سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراك و مسكن و مراقبتهاي پزشكي و خدمات لازم اجتماعي تامين كند و همچنين حق دارد كه در مواقع بيكاري ، بيماري ، نقص اعضاء ، بيوگي ، پيري يا تمام موارد ديگري كه به عللي خارج از اراده ي انسان وسايل امرار معاش از دست رفته باشد ، از شرايط آبرومندانه ي زندگي برخوردار شود .

2) مادران و كودكان حق دارند از كمك و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند . كودكان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند ، حق دارند كه همه از يكنوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند .

 

ماده بيست و نهم :

1) هر كس در مقابل آن جامعه اي وظيفه دارد كه رشد آزاد و كامل شخصيت او را ميسر كند .

2) هر كس در اجراي حقوق و استفاده از آزادي هاي خود فقط تابع محدوديت هايي است كه به وسيله قانون و منحصراً به منظور تامين ، شناسايي و مراعات حقوق و آزادي هاي ديگران و براي رعايت صحيح مقتضيات اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در شرايط يك جامعه ي دمكراتيك وضع گرديده است .

 

قلمرو دولت

علی(ع) به سربازان:

هیچ پرده ای را ندرید و به هیچ خانه ای داخل نشوید.

                                                الکامل فی التاریخ/ج2/ص347

ماده پنجم :  احدي را نمي توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه يا خلاف انسانيت و شئون انساني يا موهن باشد .

ماده نهم : احدي را نمي توان خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد نمود .

ماده دوازدهم : احدي در زندگي خصوصي ، امور خانوادگي ، اقامتگاه يا مكاتبات خود ، نبايد مورد مداخله هاي خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد . هر كس حق دارد در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد .

 

کرامت انسان

کسی به احترام امام علی در حالیکه امام سوار بر اسب بود پیاده جلوی حضرت حرکت می کرد؛ امام فرمود:

بازگرد،پیاده رفتن چون تویی،در رکاب منی، موجب فریب پیشوا و مذلت و خواری مؤمنان خواهد شد.

                                                نهج البلاغه/کلمات قصار/ص364

 

حق امنیت

علی(ع) خطاب به امیر بصره:

تو موظفی ناامنی را از جامعه ریشه کن سازی و گره وحشت را از دل مردم بگشایی.

                                                نهج البلاغه/نامه18/ص282

علی(ع):

مردم را امیری باید...که مؤمن در سایه آن به کار خود پردازد و کافر از زندگی خود بهره مند شود.

                                                نهج البلاغه/کلام40/ص44

ماده سوم :  هر كس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد .

ماده بيست و دوم : هر كس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است بوسيله ي مساعي ملي و همكاري بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خود را كه لازمه ي مقام و نمو آزادانه ي شخصيت اوست با رعايت تشكيلات و منابع هر كشور بدست آورد .

 

حق نظارت قانونی مردم بر حکومت

علی(ع) خطاب به عثمان:

اگر نمی خواهی با افکار عمومی و اقدامات خصمانه آنان روبرو شوی باید تن به قانون عادلانه دهی.

                                                نهج البلاغه/خطبه163/ص173

 

عدالت

علی(ع):

از ستم نمی توان به عدالت رسید.

                                        نهج البلاغه/نامه59/ص339/کلام126/ص131

بهترین افتخار حکومتها برپایی عدالت در کشور است.

                                                نهج البلاغه/نامه53/ص327

 

                                                                           نظر بدهيد

+ نوشته شده توسط محمد مهدی حبیبی در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 |